وعده ي الهي

جبهه‌ی استكبار تمام تلاش و توان خود را به كار گرفته است تا از طریق تحریم‌ها و فشارها، ملت ایران را وادار به تسلیم كند، اما این ملت سختی‌ها را تحمل می‌كنند، زیرا نقشه و تاكتیك دشمن و هدف راهبردی او را متوجه شده و بر اساس فهم و تشخیص صحیح، عمل می‌كند.

همان‌گونه كه پیروزی انقلاب اسلامی در شرایط ناباورانه‌ی سال 57، مصداق تحقق وعده‌ی الهی بود، ادامه‌ی انقلاب اسلامی و توانمندی و قدرتمندی و پیشرفت افزایش‌یابنده‌ی آن نیز به‌رغم همه‌ی تندبادها و فشارهای سنگین و دشمنی عمیق دنیای استكبار، مصداق عملی‌شدن وعده‌ی الهی است.
در قضایای سال 88 كه دشمن تصور می‌كرد طراحی ده‌ساله‌ی او بر ضد جمهوری اسلامی به نتیجه رسیده است، ملت ایران باقدرت در صحنه حاضر شد و بر دهان مخالفان و معارضان بین‌المللی زد؛ چه برسد به مزدوران داخلی آنها كه در مقابل عظمت ملت ایران به حساب نمی‌آیند.
ملت ایران بار دیگر در روز 22 بهمن، قدرت، شادابی و فهم خود را در مقابل جهانیان، به رخ خواهد كشید.


امام خامنه اي

خودتان را به مسائل فرعى سرگرم نكنيد

شما اگر حواست پرت شد، شما اگر از موقعيت خودت غافل شدى، دليل اين نميشود كه دشمنى هم كه در مقابل توست، حواسش پرت شده باشد؛ او ممكن است حواسش جمع باشد، بزند. پس بايد حواسها جمع باشد.
اينكه ما اين همه عرض ميكنيم، توصيه ميكنيم، تأكيد ميكنيم، هم به مسئولين، هم به مردم، كه خودتان را به مسائل فرعى سرگرم نكنيد، براى خاطر اين است. اينكه به مطبوعات، به رسانه‌ها، به روزنامه‌ها، به پايگاه‌هاى اينترنتى كه امروز رواج پيدا كرده است، هى سفارش ميكنيم كه از وارد كردن حرفها و مطالب نادرست - كه ذهن مردم را مشغول ميكند - به فضاى ذهنى مردم پرهيز كنيد، به خاطر اين است.
 يك ملت بايد درست حواسش را جمع كند، بداند پا كجا ميگذارد - تقواى جمعى يعنى همين - بداند چه كار ميخواهد بكند، مراقب باشد كه از كجا ضربه متوجه او ميشود. در عمل فردى هم اگر ما تقوا داشته باشيم، اعمال خودمان را مراقبت خواهيم كرد، خودمان را مراقبت خواهيم كرد؛ جائى كه پاى انسان ميلغزد، انسان پا نميگذارد؛ جائى كه خوف سقوط هست، انسان مراقبت ميكند. اين چيزى است كه لازم است.

امام خامنه اي

ذهن دشمن متوجه انتخابات ماست

امروز آنچه بنده تشخيص ميدهم - كه بررسى حركات دشمن نشان ميدهد - اين است: با اينكه ما حدود پنج ماه به انتخابات داريم، ذهن دشمن متوجه انتخابات ماست. انتخاباتى كه در خرداد آينده در پيش داريم، از نظر ما مهم است، از نظر دشمن هم مهم است؛ حواسش به آن انتخابات است. اگر ميتوانستند كارى ميكردند كه اصلاً انتخابات انجام نگيرد، اين كار را ميكردند. خب، اين كار براى آنها ميسور نيست، مقدور نيست؛ مأيوسند از اين كه بتوانند اين كار را انجام دهند. يك بار بعضى‌ها تلاش كردند كه انتخابات مجلس را عقب بيندازند؛ حتّى به ما گفتند اگر ميشود، دو هفته عقب بيندازيد. گفتيم نميشود؛ انتخابات بايد در همان روزِ خودش انجام بگيرد؛ يك روز هم نبايد عقب بيفتد. نتوانستند، دستشان به جائى نرسيد. آنها اين را تجربه كرده‌اند، ميدانند انتخابات عقب‌افتادنى نيست؛ لذا دنبال راه‌هاى ديگرند. يكى از هدفها اين است كه كارى كنند كه انتخابات بدون حضور پرشور و همگانى مردم برگزار شود. اين را از حالا همه بدانند: آن كسانى كه ممكن است از سر دلسوزى، راجع به انتخابات يك توصيه‌هاى عمومى بكنند كه آقا انتخابات اينجورى باشد، آنجورى نباشد، حواسشان باشد به اين مقصود دشمن كمك نكنند؛ مردم را از انتخابات مأيوس نكنند، هى نگويند انتخابات بايد آزاد باشد. خب، معلوم است كه انتخابات بايد آزاد باشد. ما از اول انقلاب تا حالا سى و چند تا انتخابات داشته‌ايم؛ كدامش آزاد نبوده است؟ در كدام كشور ديگر، انتخابات از آنچه كه در ايران ميگذرد، آزادتر است؟ كجا صلاحيتها ملاحظه نميشود، كه اينجا روى اين مسائل هى تكيه بكنند، هى تكيه بكنند، هى بگويند، هى تكرار كنند و يواش يواش اين ذهنيت را به خيال خودشان در مردم به وجود بياورند كه خب، اين انتخابات فايده‌اى ندارد؟ اين يكى از خواسته‌هاى دشمن است. آن كسانى كه در داخل، اين حرفها را ميزنند، ممكن است غفلت كنند. من ميگويم غفلت نكنيد، حواستان باشد، كار شما جدول مورد نظر دشمن را پر نكند؛ مقصود او را تكميل و تتميم نكند. اين يكى از راه‌هاى از شور و هيجان انداختنِ انتخابات است. يك مسئله‌ى ديگر اين است كه به مردم گفته شود، تلقين شود كه انتخابات سلامت لازم را ندارد. البته بنده هم تأكيد ميكنم كه انتخابات بايد سالم برگزار شود؛ منتها اين، راه دارد. در جمهورى اسلامى، در قوانين ما، راه‌هاى قانونىِ بسيار خوبى براى حفظ سلامت انتخابات پيش‌بينى شده است. البته كسانى بخواهند از طرق غير قانونى عمل كنند، خب به ضرر كشور ميكنند؛ كمااينكه در سال 88 از راه‌هاى غير قانونى وارد شدند، كشور را دچار هزينه كردند، براى مردم اسباب زحمت درست كردند، براى خودشان هم اسباب بدبختى و سرشكستگى در زمين و در ملأ اعلى شدند. راه‌هاى قانونىِ خوبى وجود دارد. بله، بنده هم اصرار دارم كه انتخابات بايد با سلامت كامل، با رعايت امانتِ كامل انجام بگيرد. مسئولين دولتى و مسئولين غير دولتى كه در كار انتخابات دست‌اندركارند و مسئول هستند، همه بايد طبق قانون، با دقت كامل، با رعايت كمال تقوا و پاكدستى عمل كنند تا انتخابات سالمى پيش بيايد؛ و مطمئناً هم چنين خواهد شد. يكى از راه‌ها هم اين است كه سعى كنند در ايام انتخابات، سر مردم را به يك چيز ديگرى گرم كنند؛ يك حادثه‌اى پيش بياورند، يك ماجرائى درست كنند؛ يك ماجراى سياسى، يك ماجراى اقتصادى، يك ماجراى امنيتى. البته اين هم جزو نقشه‌هاى دشمن است، اما بنده مطمئنم كه ملت ايران بسيار بصيرتر و باهوش‌تر از اين است كه با يك چنين ترفندهاى خصمانه‌ى دشمنان يا عوامل دشمنان فريب بخورد؛ نه، ان‌شاءاللّه انتخابات به اذن‌اللّه، به حول و قوه‌ى الهى، به فضل پروردگار، انتخابات خوب و پرشورى خواهد شد.

امام خامنه اي

ورود حضرت آقا به مصادیق فرهنگی مایه شرمندگی ماست!

همان موقع که «نامیرا» چاپ شد، كتاب را به همراه چند کتاب دیگر، خدمت رهبر معظم انقلاب برده بودند ایشان هم ظرف یک هفته کتاب ها را مطالعه کرده بودند و نظرشان را درباره تک تک کتاب ها داده بودند. در مورد نامیرا آن موقع گفته بودند که «من یکی دو صفحه از کتاب را خواندم و احساس کردم داستان جذابی دارد و ادامه دادم. این کتاب، هم نگاه درستی به عاشورا دارد و هم داستان جذابی دارد.» اما جالب است بدانید همان سال این کتاب در صدا و سیما به همین دلیل رد شد! یعنی گفتند این کتاب نه نگاه درستی به عاشورا دارد و نه جذابیت داستانی دارد!

به نظر من این نکته جای تأسف دارد که مدیران فرهنگی ما با رهبر معظم انقلاب همسو نیستند. به دلیل اینکه اینها دغدغه های شخصی دارند نه دغدغه فرهنگی ... حداقل من باور نمی کنم دغدغه فرهنگی داشته باشند.
 
این اتفاق، خیلی بد است که آقا مجبور شوند به تمام جزئیات فرهنگی و هنری ما وارد بشوند و مورد به مورد، بگویند این کار درست یا غلط است. این که حضرت آقا بیاییند روی یک کتاب انگشت بگذارند و بقیه بگویند چون آقا فرموده اند، این کتاب درست است. این نگاه در واقع ماهی دادن است. ما باید ماهی گیری هم باید یادبگیریم. لازمه اش هم این است که مدیران فرهنگی ما که در جامعه مشغول کار رسمی هستند؛ وزارت ارشاد، صدا و سیما، شهرداری و حوزه علمیه و ... اینها باید تشخیصشان هم سو با حضرت آقا باشد و اگر تشخیص اینها درست می بود نیاز نبود که آقا در همه جا وارد بشوند. معلوم است که تشخیص اینها درست نیست.

روح ديانتِ حاكم بر دلهاى مردم

در قضيه‌ى 9 دى سال 88 يك نكته اساسى است و آن نكته برميگردد به هويت انقلاب و ماهيت انقلاب. يعنى همان روحى كه حاكم بود بر اصل انقلاب ما و آن حضور عظيمِ بى‌نظيرِ تاريخى در سال 57، همان روح در ماجراى 9 دى نشان داده شد؛ كمااينكه در قضاياى گوناگونِ ديگر هم نشان داده شده، ليكن در 9 دى به شكل بارزى نشان داده شد؛ به طورى كه جاى انكار و ترديد و تأمل براى هيچ كس از بدخواهان و دوستان و دشمنان و ديگران باقى نگذارد. آن روح چه بود؟ روح ديانتِ حاكم بر دلهاى مردم بود. پس اينجا ما دو تا عنصر در كنار هم داريم: يك عنصر، عنصر مردم است؛ كه مردم در هر كشورى، در هر جامعه‌اى، اگر چنانچه همت كنند، بصيرت به خرج بدهند، عمل كنند و وارد ميدان بشوند، ميتوانند همه‌ى مشكلات را حل كنند. يعنى بزرگترين كوه‌ها در مقابل حضور مردم از بين ميرود؛ ميتوانند كوه‌هاى بزرگ را جابه‌جا كنند. اين يك حقيقت آشكارى است كه بسيارى از تحليلگران اجتماعى در كشورهاى اسلامى و ديگر كشورها آن را درست لمس نكردند، درك نكردند؛ ما اين را لمس كرديم. هنر بزرگ امام بزرگوار ما هم همين بود.

عنصر دوم هم عنصر ايمان دينى مردم است. ايمان دينى، آن معجزه‌گرى است كه قادر است اولاً همه‌ى مردم را بسيج كند و بياورد، ثانياً آنها را در صحنه نگه دارد، و ثالثاً سختى‌ها را براى آنها هموار و آسان كند؛ هيچ ايمان ديگرى اين خصوصيت را ندارد. ايمان دينى ميگويد شما اگر چنانچه فائق شديد و پيش برديد، پيروزيد؛ اگر كشته هم شديد، پيروزيد؛ اگر زندان هم افتاديد، پيروزيد؛ چون به وظيفه عمل كرديد. وقتى كسى يك چنين اعتقاد و ايمانى داشت، ديگر شكست برايش معنا ندارد؛ لذا وارد ميدان ميشود. اين همان عاملى است كه در صدر اسلام هم اثر كرد، در انقلاب ما هم اثر كرد؛ 9 دى اين را نشان داد. 9 دى يك نمونه‌اى بود از همان خصوصيتى كه در خود انقلاب وجود داشت؛ يعنى مردم احساس وظيفه‌ى دينى كردند و دنبال اين وظيفه، عمل صالحِ خودشان را انجام دادند. عمل صالح اين بود كه توى خيابان بيايند، نشان بدهند، بگويند مردم ايران اينند. با اين حركت مردم، آن حجم عظيم تبليغات دشمن كه ميخواست فتنه‌گران را مردم ايران معرفى كند و اينجور نشان بدهد كه مردم ايران از انقلابشان، از نظامشان برگشتند، بكلى نقش بر آب شد؛ يعنى مردم نشان دادند كه اين، مردم ايران است. تحليلگران خارجى وقتى نگاه كردند، گفتند از بعد از رحلت امام بزرگوار، يا شايد بعضى گفتند از بعد از حركات اول انقلاب، هيچ اجتماعى با اين بزرگى، با اين تپش، با اين شور و هيجان وجود نداشته، كه مردم وارد ميدان شدند. اين، حقيقت 9 دى است.

اقتصاد مقاومتى

بخش خصوصى را بايد كمك كرد. اينكه ما «اقتصاد مقاومتى» را مطرح كرديم، خب، خود اقتصاد مقاومتى شرائطى دارد، اركانى دارد؛ يكى از بخشهايش همين تكيه‌‌ى به مردم است؛ همين سياستهاى اصل 44 با تأكيد و اهتمام و دقت و وسواسِ هرچه بيشتر بايد دنبال شود؛ اين جزو كارهاى اساسى شماست. در بعضى از موارد، من از خود مسئولين كشور ميشنوم كه بخش خصوصى به خاطر كم‌‌توانى‌‌اش جلو نمى‌‌آيد. خب، بايد فكرى بكنيد براى اينكه به بخش خصوصى توانبخشى بشود؛ حالا از طريق بانكهاست، از طريق قوانين لازم و مقرراتِ لازم است؛ از هر طريقى كه لازم است، كارى كنيد كه بخش خصوصى، بخش مردمى، فعال شود. بالاخره اقتصاد مقاومتى معنايش اين است كه ما يك اقتصادى داشته باشيم كه هم روند رو به رشد اقتصادى در كشور محفوظ بماند، هم آسيب‌‌پذيرى‌‌اش كاهش پيدا كند. يعنى وضع اقتصادى كشور و نظام اقتصادى جورى باشد كه در مقابل ترفندهاى دشمنان كه هميشگى و به شكلهاى مختلف خواهد بود، كمتر آسيب ببيند و اختلال پيدا كند. يكى از شرائطش، استفاده از همه‌‌ى ظرفيتهاى دولتى و مردمى است؛ هم از فكرها و انديشه‌‌ها و راهكارهائى كه صاحبنظران ميدهند، استفاده كنيد، هم از سرمايه‌‌ها استفاده شود.

كاهش وابستگى به نفت يكى ديگر از الزامات اقتصاد مقاومتى است. اين وابستگى، ميراث شوم صد ساله‌ى ماست. ما اگر بتوانيم از همين فرصت كه امروز وجود دارد، استفاده كنيم و تلاش كنيم نفت را با فعاليتهاى اقتصادىِ درآمدزاى ديگرى جايگزين كنيم، بزرگترين حركت مهم را در زمينه‌ى اقتصاد انجام داده‌ايم.
امروز صنايع دانش‌بنيان از جمله‌ى كارهائى است كه ميتواند اين خلأ را تا ميزان زيادى پر كند. ظرفيتهاى گوناگونى در كشور وجود دارد كه ميتواند اين خلأ را پر كند. همت را بر اين بگماريم؛ برويم به سمت اين كه هرچه ممكن است، وابستگى خودمان را كم كنيم.

امروز اسلام عزيز غريب مانده و ما بايد با تمام امكانات جاني و مالي خدماتي را صرف سربلند كردن اين دين الهي و انسانساز كنيم. رفتنم به جبهه به اين دليل است كه به ياري خداوند بر دشمنان بشريت پيروز شده و زمين را به دست وارثان حقيقي آن كه مستضعفين هستند بسپاريم. به اين دليل بود كه دور از همة زرق و برق دنيا دور از هر گونه مسائل خودنمايي فخر فروشي رياست طلبي و يا وارد شدن به محيطي و نهايت سوء استفاده كردنها، به اين دين واقعاً انسانساز كه بشريت را از تمام منجلابها نجات مي‌دهد كمك كرده و آن را احيا كنيم. به جبهه مي‌روم كه اسلام را ياري كنم كه ان‌شاءالله مردم محروم و مستضعف عراق و لبنان، فلسطين، افغانستان، و... از بند چپاولگران شرق و غرب اين مكندگان خون ضعفا رهايي بخشيم. از اسلام دفاع مي‌كنم كه فردا و فرداها اسلام به ياري خداوند و آن چيزي كه وعده اوست دست به دست گشته و به دست صاحب اصليش آقا امام زمان برسد. به جبهه مي‌روم كه درآينده فرزندم و تمامي فرزندان در محيطي كه احكام اسلام حاكم است تربيت شوند.
فرازی از وصیت‌نامه

شهید سيدابوالقاسم حجازي

حمایت از سرمایه ایرانی

البته اساس قضيه، امروز عبارت است از توليد ملى. علاج اصلى و بنيانى، عبارت است از توليد ملى؛ همانى كه ما در شعار سال عرض كرديم: توليد ملى، كار و سرمايه‌ى ايرانى. گرانى را اين از بين ميبرد، توليد را اين افزايش ميدهد، اشتغال را اين به وجود مى‌آورد، بيكارى را اين از بين ميبرد، سرمايه‌هاى ملى را به كار مى‌اندازد، روحيه‌ى استغناء ملت ايران را تقويت ميكند. مسئولين كشور در سطوح مختلف بايد هرچه ميتوانند، به مسئله‌ى توليد ملى توجه كنند. البته خطاب ما در درجه‌ى اول به مسئولين درجه‌ى يك است در سطوح بالاى كشورى؛ چه در مجلس، چه در دولت؛ ليكن سطوح بعدى، سطوح پائينى، سطوح استانى، همه بايد توجه كنند.

در اين استان، مثل استانهاى ديگر، توجه مسئولين - چه نمايندگان مجلس، چه نمايندگان دولت - بايد به رفع مشكلات مردم باشد؛ كه در درجه‌ى اول، همين مسئله‌ى توليد و به‌كارگيرى امكانات بومى است. مطمئناً در اين استان، با وجود آب، با وجود زمين حاصلخيز، با وجود طبيعت مستعد كشاورزى، با وجود دامدارى غنى كه توانسته نيازهاى بسيارى را در خارج از اين استان هم برآورده كند، با وجود صنايعى كه ميتواند پائين‌دستى‌هاى زيادى داشته باشد - صنايع بزرگى در اين استان هست كه پائين‌دستى‌هاى اين صنايع ميتواند مورد توجه قرار بگيرد - اشتغال و توليد و شور و نشاط مردمى افزايش پيدا خواهد كرد. اينها چيزهائى است كه بايد مورد اهتمام مسئولين اين استان باشد.